سر وکله آخوندها در مسابقات تیم های فوتبال









در بیش از 34 سال گذشته  کجا آخوندهای مرده و مفت خوران حوزوی حضور ندا شته اند؟ چون از مجلس جشن عقد عروسی 

تا مجالس سوگواری و  گورستان و موقع دفن جسدها و مساجد همه جا حضور پررنگ این غیرمولدان مفت خور  وجود داشته 

اند . به خصوص اینکه در متروی تهران هم بساط  دائر کرده اند . به  ویژه  در شرایطی که زنان که نیمی از جمعیت کشور را 

تشکیل می دهند و  تیم ورزشی فوتبال هم دارند. ولی با این وجود  زنان مجاز نیستند در کنار همسران شان در میادین ورزشی 

فوتبال حضور داشته باشند .ولی در عوض سر وکله آخوندها  همچون موقع مسابقات تیم های فوتبال در زمان تمرین تیم ملی 

فوتبال هم  پیدا می شود تا جوابگوی شک بین 2 و3 بازیگران باشند ! از این واضح تر دیکتاتوری اشغال گری آخوند ها در 

همه سطوح حکومتی و اجتماعی و ورزشی و .... به نمایش گذاشته شود؟











عکس های مهر، فارس، تسنیم و ایسنا از حواشی این تمرین را در زیر می بینید.

فرارو- آخرین تمرین تیم ملی ایران پیش از حضور در اردوی امارات درحالی عصر روز شنبه با حضور پیشکسوتان فوتبال خصوصا علی کریمی و اهالی رسانه برگزار شد که ملی‌پوشان پس از پایان تمرین از زیر قرآن رد شدند.به گزارش خبرنگار مهر، تمرین دیروز تیم ملی فوتبال ایران از ساعت 18 و با حضور پیشکسوتان فوتبال و اهالی رسانه برگزار شد که بخش عمده آن به تنیس فوتبال و تمرینات تفریحی اختصاص برگزار شد.محور اصلی آخرین تمرین تیم ملی قبل از سفر به امارات، بالابردن انگیزه و نشاط ملی‌پوشان با حضور مسئولان فدراسیون، پیشکسوتان و بزرگان فوتبال و مدیران، سردبیران و خبرنگاران و عکاسان ورزشی بود که تلاش کردند انگیزه و نشاط را در بین ملی‌پوشان بارورتر از قبل کنند.حضور پیشکسوتان فوتبال باعث دلگرمی بیشتر بازیکنان تیم ملی شد، ضمن اینکه نشاط و شادابی را به کادرفنی تیم ملی هدیه کرد.اعضای تیم ملی فوتبال ایران درحالی کمپ تیم‌های ملی را ترک کردند که فدراسیون فوتبال همه عوامل حمایت از این تیم را در تمرین عصر شنبه گردهم آورده بود و حضور پیشکسوتان فوتبال کشورمان نیز به این مهم کمک کرد.در این تمرین حضور علی کریمی بیش از سایر پیشکسوتان مورد توجه قرار گرفته بود. کریمی که با نشاط خاصی در این تمرین حضور یافته بود، علاوه بر صحبت با کارلوس کی‌روش، با سایر بازیکنان گپ و گفت روحیه بخشی داشت. وی در اواسط این تمرین دقایقی با علی کفاشیان صبحت کرد و در پایان تمرین هم با علی کفاشیان و محمدرضا خلعتبری صحبت کرد.بازیکنان تیم ملی در پایان تمرین سبک خود طی مراسمی ویژه که از سوی کمیته فرهنگی فدراسیون فوتبال تدارک دیده شده بود، پس از قرائت آیه الکرسی، از زیر قرآن عبور کردند و قرار است صبح یکشنبه برای برپایی اردوی تدارکاتی راهی امارات شوند تا خود را برای دیدار روز 14 خردادماه برابر قطر آماده کنند.

داور يك كيف پر از دلار به ارزش 100 ميليون تومان از تيم ما گرفت





من دو تا سه سال قبل با استيل آذين بودم و مي ديدم كه علناً‌ بازيكن حريف و داور را مي خرند
سایت گل - بهروز رهبری فرد مدافع سابق پرسپولیس در هفته های گذشته به دلیل انتقادات تند و غیرمنصفانه از یحیی گل محمدی دوباره مطرح شده است. او اما در بخشی از مصاحبه بلندش با باشگاه خبرنگاران شدید ترین افشاگری ممکن را در موضوع تبانی انجام داده است. 
به گزارش گل ، رهبری فرد در این باره می گوید : تباني در فوتبال ما وجود دارد، خيلي هم وجود دارد. من دو تا سه سال قبل با استيل آذين بودم و مي ديدم كه علناً‌ بازيكن حريف و داور را مي خرند، خودم چون در ليگ يك بودم و ديده ام اين حرف ها را مي زنم و هيچ وقت بدون مدرك و سند حرف نمي زنم.
او که گرم صحبت شده ، حرفهای کلی را تمام می کند و مستقیم از موارد حرف می زند :  تيم ما يعني استيل آذين در آن سال همه را خريد. از گلر شموشك گرفته تا دفاع تراكتورسازي همه را خريديم.
باور کنید این هم از حرف های اوست : خود هدايتي و پروين مي دانند كه چه كاري كردند. خدا هم دقيقه 90 يقه ما را گرفت و در بازي آخر در تهران نتوانستيم تيمي كه بچه هاي محل ما هم آن ها را مي بردند(سپاهان نوین) را ببريم و صعود نكرديم. 
هدايتي اين مسائل را نمي دانست و من هم بعداً فهميدم، من 6 ماه بعد اين قضايا را فهميدم اما خيلي ها رأس اين ماجراها بودند و اين كارها را مي كردند.رهبری فرد که در کادر فنی استیل آذین حضور داشت ، سپس حرفهایش را متوجه  بخش داوری لیگ می کند و می گوید : يكي از


داوران در بازي آ‌خر يك كيف پر از دلار به ارزش 100 ميليون تومان از تيم ما گرفت تا بازي را درآورد اما هيچ كاري نكرد و پس از بازي گفت كه مگر يكي از بازيكنان شما خودش را در محوطه جريمه حريف زمين انداخت كه من پنالتي بگيرم؟ آن داور پول را گرفت و به همين راحتي 100 ميليون كاسب شد!






این حرفها ، اگر صحت داشته باشند واویلاست و اگر نه ، باید برخوردی با رهبری فرد کرد که اینطور اظهارنظر نکند... به هرحال ، پیگیری لطفا. به خصوص که این بار دانه درشت ها متهم شده اند!

سال 92 هم سال بی پولی است؟

 مسعود پاشنا
 
وزیر ورزش و جوانان سال 1391 را در حالی به عنوان اولین سال وزارت رسمی خود در این وزارتخانه و در حضور کارکنان وزارت ورزش 14 محور را به عنوان اصل محوری کاری خود اعلام و ابلاغ کرد و این در حالی بود که خود وزیر هم تا به همین امروز نتوانسته تعریفی درست از وزارت ورزش و جوانان ارائه کند.

به عبارتی اکنون و با توجه به جذابیت بالای ورزش می بینیم که بخش ورزش در وزارتخانه ورزش وجوانان بر بخش جوانان می چربد در حالی که در مفهوم اصلی قضیه برعکس باید باشد چرا که جوانان به مراتب دارای مفهومی عام تر و کلی تر نسبت به ورزش است.
به عبارتی در حقیقت بخشی از جوانان ورزشکارند در حالی که جوانان نیازهای عمده دیگری هم دارند که در سایه جذابیت ورزش و عناوین ورزشی رنگ باخته و فقط دوسه جشنواره بی سر و ته برگزار می کنند تا بگویند جوانان را هم مورد توجه قرار می دهند.

اما آیا وزارت ورزش و جوانان به اهداف اولیه خود رسیده است و توانسته ماموریت خود را پیدا کند؟
به نظر می رسد هنوز هم نوعی سر درگمی در وزارت ورزش و جوانان وجود دارد و خود اهالی این وزارتخانه هم نمی دانند که چه ماموریتی دارند و بارها از هم سوال می کنند که چه سنخیتی بین ورزش و جوانان وجود دارد.

البته از حق نباید گذشت که بر خلاف بخش ورزش که تا قبل از وزارتخانه با عنوان سازمان تربیت بدنی ارائه می شد بخش جوانان یا سازمان ملی جوانان سابق دارای اصل و اساسی بنیادی است و حداقل اینکه این سازمان با تعریف و جایگاه و کارکردی مشخص پای به عرصه وجود گذاشته است و تازه داشت شکل و شمایل و ماموریت های خود را پیدا می کرد که طرح ادغام مطرح شد و این سازمان هم مثل ورزش دچار سردرگمی شد.
در واقع اکنون نه سازمان ملی جوانان و نه سازمان تربیت بدنی سابق دارای کارکرد اولیه و سابق خود هستند و نه ادغام ایندو توانسته باری را از روی دوش این دو سازمان مهم و تاثیر گذار در جامعه بردارد.
فرض کنید الان در ادارات کل تربیت بدنی استانها توانسته اند معاونتی تحت عنوان معاونت جوانان درست کنند که استاندار هر استان این سمت را برعهده دارد.
حالا این سوال مطرح می شود که استاندار در یک استان دارای جایگاه بالاتری است یا مدیر کل ورزش و جوانان و جدای از این با چه نقش و تعریفی این ادغام ناهمگون در استانها انجام شده و استانداران و مدیران کل ورزش چگونه با هم می توانند این مهم را با آنهمه مشغله ایی که استانداران دارند انجام بدهند؟
شاید بتوان گفت که ادارات کل به نوعی به صورت ظاهری با هم کنار آمده اند حالا باز این سوال مطرح است که فدراسیونهای ورزشی چه ارتباط و سنخیتی با بخش جوانان برقرار می کنند!
جز اینکه یک نفر را در هر فدراسیون به عنوان رییس کمیته جوانان گماشته اند که این بنده خد ا نه دستور کاری دارد و نه بودجه ایی و نه ورودی و خروجی مشخصی.
حالا با همه این اوصاف و احوال اگر به 14 محور کاری وزیر ورزش در سال 91 توجه کنیم می بینیم که تمام 14 محور حول ورزش می چرخد و از جوانان خبری نیست و بر فرض که اسمی هم از جوانان آمده باتشد در طول این یکسال و اندی تا چه حد توانسته وزارت ورزش به اهداف مورد نظر مجلس و دولت دست یابد و یا چه باری از روی دوش جوانان برداشته است.
وزارتی که هنوز هم مشغول تغییر و تحول روسای فدراسیونها  ومدیران استانی است و کماکان آقای وزیر در باد افتخارات المپیک لندن خوابیده و لبخند می زند و آنچنان غرق آن اتفاق نادر در ورزش کشورند که از فوتبال و جام جهانی اسمی نمی برند و نمی دانند یا دانسته ورزش را به حال خود رها کرده اند غافل از اینکه بازیهای آسیایی اینچوان کره نزدیک است و بلافاصله المپیک بعدی از راه می رسد.
به گمانم خود آقایان هم می دانند که تا آن موقع ایشان در خیابان سئول نخواهند بود و همه نارسائی ها را باید وزیر بعدی به دوش بکشد و می بینیم که فدراسیون های ورزشی اغلب تورنمنت ها و اردوها و مسابقات خارجی و داخلی خود را بعد از المپیک لغو کردند و به بهانه نداشتن بودجه ورزشکاران و قهرمانان ما یکی یکی دلسرد شده و هر روز اخبار ناگواری از فدراسیون ها به گوش می رسد.
یک روز وسایل فلان فدراسیون را طلبکاران می برند و روزی کارکنان فدراسیون دیگر بدلیل عدم دریافت حقوق و عیدی تحسن می کنند و روسای فدراسیونها هم که می دانند دوسه ماه دیگر بیشتر با این مدیریت کار نخواهند کرد سکوت کرده اند چرا که بقای خود را بر هر امر دیگری مقدم می دانند.
ورزش ایران در سال 92 شاید میدان بزرگ و مهمی پیش رو نداشته باشد اما بزرگان و کارشناسان می دانند که پایه های مدال آوری ما در اینچوان 2014 و المپیک 2016 طی همین ماههای سال جاری استوار خواهد شد که وزیرورزش و جوانان به بهانه نداشتن بودجه و شرایط سخت اقتصادی لبخندی میزنند و مثل این است که کودکان دبستانی را تنبیه می کند می گوید اینکه فدراسیونی از نداشتن پول بنالد بد کاری است!
نگویید پول نیست و ما هم می دانیم به جز معدود روسای با دل و جرات و .کار بلد سایر روسا هم می دانند که گفتن اینکه پول نیست بدکاری است.
هیس! نگوید پول نیست که بدکاری است!
آقای عباسی .! المپیک نقطه عطفی در ورزش ایران بود که تاثیر چندانی شما در افتخارات آن نداشتید اما بازیهای اینچوان کره – جام جهانی فوتبال و.... هر نتیجه ایی بدست آید ماحصل کار شما و دوستان تعاون و گلستانی شما خواهد بود چه اینکه مردم خوب و بد را خوب تشخیص می دهند.